يحيى دولت آبادى

162

حيات يحيى ( فارسى )

تركمانها براى چه تعدى ميكنند و اعتراضهاى بسيار ديگر با جوش و خروش بسيار اما به حرف ميگذرد . از آن طرف چون كابينه وزراء در تحت رياست ناصر الملك است و او راضى نميشود شاه با مجلس مخالفت كند از اينجهت شاه از او بىنهايت دلتنگ شده ناصر الملك هم ترسناك گشته ميخواهد استعفاء بدهد ولى از مجلس و ملت ملاحظه دارد شاه نه تنها از رياست وزرائى ناصر الملك دلتنگ است بلكه وزارت جنگ مستوفى الممالك را هم نميپسندد و چون ميخواهد با مجلس بجنگد وزير جنگى ميخواهد كه مطيع او بوده باشد و هم برياست گمرك مؤتمن الملك راضى نيست زيرا كه با بودن او دست و بالش براى تصرف در نقدينه صندوق گمرك باز نيست و تا كابينه برهم نخورد مقاصد شاه انجام نميگيرد اينست كه با وزراء بد سلوكى مىكند و به آنها بىاعتنائى مينمايد روزى به آنها ميگويد من در موقع انتخاب شما خواب بودم و گرنه شما بوزارت انتخاب نميشديد مرادش اينستكه شب ماه رمضان وقتى در مجلس وزراء انتخاب شدند او خواب بوده است يا غافل بهر صورت كار به سختى ميكشد و نزديك است رشته‌ها گسسته شود . روز جمعه نهم ذى القعدة الحرام 1325 از انجمن شاه‌آباد تهران كه يكى از انجمنهاى بزرگ است از نمايندگان انجمنهاى ملى دعوت مىشود كه در كار بلديه جواب و سئوال كنند نگارنده هم در آن مجمع حاضر ميشوم ابتدا صحبت بلديه است كه چرا بتكاليف خود رفتار نميكند بعضى از اجزاى انجمن آذربايجان اغتشاش تبريز را عنوان ميكنند بالاخره حرف باينجا ميكشد كه تمام مفاسد از شاه است سعد الدوله و امير بهادر جنگ و اقبال الدوله و شاپشال خان روسى كه معلم شاه است و بعضى از خلوتيان شيخ نورى و سيد على يزدى و غيره دستيار او هستند بايد چارهء كار خودش را كرد تا فتنه‌ها بخوابد سخن به اين مقام كه ميرسد نگارنده ميگويد بهتر اينست نطق مجلس را به من واگذار كنيد همه اظهار مسرت كرده گوش ميدهند ميگويم اگر تمام راستگويان عالم جمع شوند و بگويند يك محمد عليشاه نوعى با يك مجلس شورايملى مانند مجلس ما از صميم قلب همراه است باور نبايد كرد ولى نبايد تقصير را بر شاه وارد